...یار طلبگی و هزار و یک

این همه نقش میزنم از جهت رضای تو

...یار طلبگی و هزار و یک

این همه نقش میزنم از جهت رضای تو

...یار طلبگی و هزار و یک

✿بسمِـ الله اَلرّحمنـِ الرّحیمـ✿

✿وَإِטּ یَڪَادُ الَّذِینَ ڪَفَرُوا لَیُزْلِقُونَڪَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّڪْر

وَیَقُولُون إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِڪْرٌ لِّلْعَالَمِیـטּ✿
یک روز چشم هایم را باز کردم..دیدم نشسته ام کنار یک طلبه..
روز میلاد آقا جوادالائمه علیه السلام بود.
رواق دارالحجه..
نوشته جاتِ یک طلبه و یار یک طلبه را میخوانید :)

آخرین نظرات
  • ۲۴ دی ۹۷، ۲۲:۰۴ - لیلی بانو
    بله :)
  • ۳ دی ۹۷، ۲۱:۳۸ - بعد مدت ها اومدم دوباره بخونمت
    نوش جان
  • ۲۶ آذر ۹۷، ۰۰:۲۳ - الدوز
    خیلی

بسم الله الرحمن الرحیم 

هفت هشتا طلبه امشب میخوان بیان خونه مون درس بخونن و مباحثه کنن..

ولی من که نمیذارم مهمونامون گرسنه برگردن خونه هاشون..

تو فکرمه الویه درست کنم..

اما فقط چندتا سیب زمینی داریم و دو تا خیارشور..

😐

آقای خونه هم که بعد نماز شب میان خونه..

پس باید زنگ بزنم سوپر تلفنی😆

حالا بعدا داستان این سوپر تلفنی رو مینویسم اما فی الحال..

دارم فکر میکنم به شب..به اینکه..

طلبه ها چای بخورن و مباحثه  کنن..الویه بخورن و خستگی در کنن..

کاش دو خط روضه هم بخونن تا خستگی های مارو هم بشوره و ببره..

۲ نظر ۰۵ دی ۹۷ ، ۱۱:۴۶
یار شیخ عبدالزهرا(یار طلبگی و هزار و یک...)

بسم الله الرحمن الرحیم 

من نمیدانم آدمها چه کار میکنند تا حالشان خوب شود؟!

مثلا خود من...

یکبار با حرم رفتن حالم خوب می شود..

یکبار نه !

یکبار با تمیز کردن خانه...

یکبار با خوابیدن و فراموش کردن گرد و خاکهای روی مبل و ظرفهای نشسته..

یکبار با خرید کتاب دلخواهم..

یکبار با ذخیره کردن پول در قلک کربلا..

یکبار با خیاطی..

بار دیگر با شکافتن بافته شده ها...

اما تنها چیزی که همیشه و همیشه حالم را خوب می کند و کامم را تا مدتها شیرین..

خرید نیم کیلو باقلوای تازه از قنادی فاتح است..

به مناسبت ولادت هر امامی که دنیا منور میشود...

و بکم یُنَفِّس الهَمّ و یکشِف الضُرّ (زیارت جامعه کبیره )


۱ نظر ۳۰ آذر ۹۷ ، ۰۸:۲۸
یار شیخ عبدالزهرا(یار طلبگی و هزار و یک...)

بسم الله الرحمن الرحیم 

مثلا فکر کنید به اینکه سوار یک اتوبوس بابرکت شوید..

اتوبوسی که زود بیاید

خلوت باشد

یکی از مسافرها سر درد دلش باز شود برای مسافر بغلی و از سرآمدن مهلت خانه اجاره ای شان بگوید..

مسافر بغلی هم آدرس خانه شان را بدهد به آن زن تا بروند طبقه پایین شان را ببینند شاید پسندیدند..

یک مسافر دیگر هم از مضرات لبنیات صنعتی بگوید..جوری که همه بشنوند 😊

بعد هم یک نفر دیگر در تایید این مضرات..

دستور درست کردن ماست خانگی را بدهد با شیرهای محلی..جوری که همه یاد بگیرند 😊

شما را هم زود برساند خانه تان..

اتوبوس بابرکتی بود  اینطور نیست؟

۳ نظر ۲۰ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۵
یار شیخ عبدالزهرا(یار طلبگی و هزار و یک...)