یار طلبگی و هزار و یک...

روزهای زندگی طلبگی من و آقایی...

یار طلبگی و هزار و یک...

روزهای زندگی طلبگی من و آقایی...

یار طلبگی و هزار و یک...

✿بسمِـ الله اَلرّحمنـِ الرّحیمـ✿

✿وَإِטּ یَڪَادُ الَّذِینَ ڪَفَرُوا لَیُزْلِقُونَڪَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّڪْر

وَیَقُولُوטּَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِڪْرٌ لِّلْعَالَمِیـטּ✿
یک روز چشم هایم را باز کردم..دیدم نشسته ام کنار یک طلبه..
روز میلاد آقا جوادالائمه علیه السلام بود.
رواق دارالحجه..
حالا همه آرزوهایم خلاصه شده است در -او-
آقایی میفرمایند: طلبگی جهاد است اما همسر طلبه بودن جهاد اکبر..
:)
میخواهیم آماده شویم برای ظهور...دولت مهدوی..
ان شاءالله

آخرین نظرات
  • ۴ مهر ۹۶، ۰۷:۵۸ - سیده طهورا آل طاها
    قشنگ بود

63-دو زیست!

شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۳۰ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله مهربون

دو شب بعد جلسه تکرار شد.

این بار پدرشان هم آمدند...

با دسته گل و شیرینی.

-----

پرسیدم:

چرا طلبه شدید؟ یادم هست یکی میگفت برای اینکه سربازی نرود! همین موضوع برایم دغدغه بود...

نظر شما راجع به ولایت فقیه چیست؟ خیلی مهم بود برایم بدانم...میدانید که مذهبی ها هم دو دسته هستند!

چقدر شهدایی هستید؟

+برایشان تعریف کردم: یک روز مامان پرسید این شهدایی که عکسشان روی دیوار اتاقت هست به یاد ما هم هستند؟!

فکری شدم...ساعتی گذشت...بوی گاز کل خانه را پر کرده بود..فهمیدیم آبگرمکن قدیمی خانه ساعتها بدون شعله روشن بوده...

و فقط روشن کردن یک پریز برق کافی بود تا....مامان به جواب سوالش رسید.

از لباس روحانیت پرسیدم...اینکه همیشه میپوشند یا مثل بعضی ها دو زیستند؟!

+ کلمه دو زیست را از فاطمه سادات یاد گرفته بودم D:این لباس برای من خیلی اهمیت داشت.از اینکه طلبه ای گاهی بپوشد و گاهی نپوشد بدم می آمد!

پرسیدند چرا؟

گفتم: یک دکتر فقط توی مطب روپوش طبابت تن میکند...در پارک در بازار در تاکسی دیگر دکتر نیست

یک شهروند معمولی است...

یک مهندس هم به همین صورت...

ولی همانطور که محل کار یک آخوند به وسعت یک دنیا هست...پس بااااااید لباس کارش همیشه همراهش باشد...

*خیلی حسن التبعل مورد تاکیدشان بود...

من همه چیز را بلد بودم...همه احادیث را میدانستم...

از جهاد المرأة خطابه قرائی ایراد نمودم که لب به تعریف گشودند...

**ازین دست خوش زبانی ها زیاد اتفاق افتاد آن شب و شبهای بعدش...بعد ها گفتند... ;-) 

**مورد پسند واقع شده بودند به طور اولیه..که آنطور دم از حسن التبعل میزدم    D: وگرنه که ما از آن خانواده ها نبودیم ؛)

***شب لیلة الرغائب بعد خانه ما..هر دو حرم بودیم...آن هم سر مزار حضرت علامه...با فاصله زمانی حدودا یک ساعته...

ان شاءالله ادامه دارد...

۹۴/۰۵/۱۰
یار شیخ عبدالزهرا(یار طلبگی و هزار و یک...)

نظرات  (۴۹)

۱۰ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۵۵ بیا ، مرا سر به راه کن .
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ***** ***
**** ***** ************* ********* ** ***
***** **** ***** **
** ****** **** *** ***** *** ******* ***
***** **** * ** *** **** **** *
*** ***** ***
***** *** ****** **** **** ** ****** **** ** ****** * ***** * ***** *
**** *

**** ** *** **** ****
***** ** ****** ******* ***

پاسخ:
سلام
ممنونم
ان شاءالله نوبت شما
;-) 
آخی..حتما خیریتی بوده...
ان شاءالله نائب الزیارت هستم...قسمت خودت بشه ان شاءالله.

۱۰ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۰۰ طلبه آینده
سلام علیکم
منظور شما دقیقا از حسن التعبل چیه من متوجه نشدم
ان شاءالله که در این راه ثابت قدم باشیم همه
پاسخ:
و علیکم السلام والرحمه
روایت شریف نبوی:جهادالمرأة حسن التبعل
جهاد زن خوب همسرداری است...
ان شاءالله.

سلام سادات جان

خوبین؟

خوشین؟



آقاجان خیلی کلی بود

نپسندیدیم

قرار نشد جاهای خوب خوبشو سانسور کنیدا :))

؛)



+التماس دعا

پاسخ:
سلام عزیزم
الحمدلله ممنونم
شما خوبین؟
کم پیدایین نیستین!
آقا دیگه...
هذه بضاعتنا
D:

سلام سادات جان

خوبین؟

خوشین؟



آقاجان خیلی کلی بود

نپسندیدیم

قرار نشد جاهای خوب خوبشو سانسور کنیدا :))

؛)



+التماس دعا

۱۰ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۳۷ عاشق ولایت
ای بابا دلمان اب کردی
پاسخ:
D:
D:
B:
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۲۶ عبد حسین فاطمه
سلام علیکم خوشگلم
ممنون که خاطراتت رو مینویسی...
خیلی دوست دارم سادات جونم
التماس دعا
پاسخ:
علیکم السلام خانم
عزیزید شما...

بهله بهله

ادامه شو هم بفرمایید

منتظریم :))

پاسخ:
سلام علیکم
حتما
حتما
ان الله مع الصابرین
:)
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۳۳ ♡بهشـــت زودهنـــگــام♡
عزیزم....
یه وقت فکر نکنی اگه زیاد بنویسی ما خسته میشیما
نه وجدانن؛ بنویس انقد قلمت شیرینه مخصوصا که بحث شیرینی هم هست و....
دسته گل خواستگاریه؟:)
پاسخ:
سلام
من به فکر شمام که دو موتوره ای
D:
بله..
سلام
واقعافکرنمیکردم لباس پوشیدن یانپوشیدن یک طلبه اینقدمهم باشه.
یه چیزبگم؟مثلاتوی مهمونی....عروسی!یه خورده درکش برام سخته!
متوجه حرفای شماشدما!برای خودم قابل درک نیست
پاسخ:
سلام علیکم
خیلی مهمه...
معمولا دأب  علما و بزرگان بر اینه که بدون لباس طلبگی دیده نشدن.

۱۰ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۱۹ همسر سید علی ...
سلااااااااااام بانو 
خخخخخخخ
اتفاقا این دو زیست بودن رو من اولین بار تو جلسه خواستگاری از ایشون شنیدم ...
می گفت من طلبه دو زیست نیستم 
گفتم دو زیست یعنی چی ؟ مگه قورباغه اید ؟ :))))
پاسخ:
سلام خانوم
کم پیدایین شما هم؟!
من خودم خیلی لباسو دوست دارم...دلم میخواست همیشه تنشون باشه.
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۴ فاطمه یار طلبه
سلام سیده بانو...خوشحالم دویاره نوشتن رو شروع کردین....وای چه خوشحالم به اینجا رسیده داستان....
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۴۰ بانوی گمنام
چقدر دقیق ...
سلام دوست خوبم
گل برای اون موقع است درسته ؟
پاسخ:
سلام خانم
بله..
سلام
واقعافکرنمیکردم پوشیدن یانپوشیدن لباس طلبه اینقدرمهم باشه.
ولی یه چی بگم؟
مثلاتوی مهمونی،عروسی و...!واقعاقابل درک نیست برام
متوجه حرفای شماشدما!درکش برای خودم سخته

ویه چیز دیگه!حسن  چی؟؟؟!
پاسخ:
سلام
حسن به ضم حاء یعنی خوب نیکو...

احتمالش هست نظرم دوباراومده باشه
پاسخ:
:)
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۷ گمنام گمنامی
سلام...
به به مبارکا...:))
رسیدیم به بخش مبارکی ها:)

اتفاقا من نیز شیخ دوزیست دوست ندارم:،)

ایندفعه چققققققققققدر خلاصه بود...:)

قلم شیرینتون در هر صورت پراز آرامشه...

یازهرا.س.
پاسخ:
سلام علیکم
سلامت باشید..
آره این دفعه جذاب هم نبود...
صرفا یک گزارشدهی معمولی بود.
عزیزید شما.
سلام علیکم.
خیلی مشتاق نوشته هاتونم.راستش دفعه اول که وارد وبلاگتون شدم.همه داستان ها رو توی یک شبانه روز خوندم.
نمیشه زود زود داستان بنویسین؟؟!!!
راستی ی مبلّغی میومدن دانشگامون میگفتن الان ما فیلمنامه نویس وداستان نویس ارزشی کم داریم. بنظرم شما باید از این استعدادتون بطور جدی تر در راه اسلام استفاده کنید. 
یاعلی
پاسخ:
و علیکم السلام هم مدرسه ای قدیم
شما لطف دارید..
ولی این کار هنر میخواد که من ندارم...
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۰۶ ماه منیر طلبه
سلام بله
خیلی مطالب خوبه
الحمدلله
داره بازی گوشی میکنه
تا الان بیداره

پاسخ:
سلام علیکم
عزیزم
خدا حفظش کنه براتون.
سلام یارشیخ 
خییییلی بلایی‌ها میخ رو از اول محکم کوبیدی احسنت :))
چقدر خوبه که وقتی واسه یه دختر خاستگار میره هر انتظاری که اززندگی داره و  هرجور فکر میکنه و صادقانه مطرح کنه و یه پسری هم که در خونه کسی رو میزنه روراست هر چی هس بیان کنه فک کنم اینجوری دنیا گلستان میشد نه ؟؟؟
تخیل زدم :))
پاسخ:
سلام علیکم مامانی عزیزم
ای بابا :))
آره این حرف درست و راسته...
سنگا رو باس همون اول واکند.
شما بزرگوارید خانوم.
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۱ ܓ✿ بانوی بهار
سلاااااااااااام یه بوقی چیزی ...
بگو آپ شدی ...
خوبی عزیزم؟
ای بابا دو زیست بودنم ماجراهاش همه جا هست وقتی حاجی به من گفت نمیخوام دوزیست باشم خنده ام گرفته بود یهو گفتم البته که شما قورباغه نیستید....وااااااااااای یه وضی بوداااا ...
بعد که برای خواهرم تعریف کردم اینقدر دعوام کرد گفت آخه اینم حرفی بود تو زدی ...خب نمیدونستم یعنی چی ...
دسته گل خیلی نازه ...
خوشبخت باشید:)
پاسخ:
سلام
ما بی ریا کار میکنیم آجی
D:
الحمدلله.
جدی؟چه بامزه..
؛)
ممنونم.
سلامت باشید ان شاءالله.
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۳ ܓ✿ بانوی بهار
ببخشید من زیاد کار با بیان را حرفه ایی نیستم تازه فهمیدم باید بزارمتون توی لیست دنبال کنندگان که بفهمم چه موقع آپ می شید.
راستی با اجازه لینکتون میزنم دوست داشتید خوشحال میکنم بین لینک هاتون باشم
پاسخ:
عه!
خوب شد به منم گفتید.
؛-)
منزل خودتونه.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۴۳ ♡بهشـــت زودهنـــگــام♡
موتور دومی هنوز کوچولوئه زیاد سوختی نداره:))
پاسخ:
عزیـــــــــــــــزم
:)
خدا حفظش کنه الهی.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۴ فاطمه همسر سید علی ...
ادامه اش رو نمی نویسی سادات خانم ؟
پاسخ:
سلام
فعلا نه خانم.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۱۹ دختر حضرت مادر سلام الله علیها
سلام عزیزی ساداتم
لذت میبرم از نوشته هاو صد البته این کمترین چیزی است که از سنگرت میبرم همین امروز یادم افتاده بودم به اون وبلاگ قبلتری شما...یاددددش بخییییر!
چه واسطه ای بودی !اجابت دعا و توسلم به حضرت مادر! از مادر خواسته بودم از دختر میگرفتم ...خیر ببینی 
پاسخ:
سلام علیکم خانم
شما لطف دارید.
راستی شما چرا دیگه نمی نویسید؟
خیره ان شاءالله.
حرم نائب الزیارتون بودم.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

******** ** *** **** *******

******* **** **** **** ***** **** ****** ************

*** ****** ****** ******* **** *** **** ***** **** *****

********* ****** *** *** *** *** **** **** ** ****

پاسخ:
سلام
شمام با این کامنتتون!
:))
کل وبلاگمو داشت میپوکوند!
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۹ ~زهراسادات~
سلام آبجی...خوبین؟؟؟
زهرا سادات خدایا رهایم مکن هستم.وبسایت جدید مبارک...ما که باید فاتحه وبلاگمونو بخونیم...دلم بسی تنگ شده بود براتون...
آبجی چند وقت پیش ی نفر به موبایلم پیام داد فکر کردم شمایی...
شماره های گوشیمو داداشم کلا طی عملیاتی نابود کرد همه حذف شد...
خیلی دنبال شمارتونم...اگه خدا بخواد چند روز دیگه میام مشهد...و واسه تولدم میام..دوبار اگه شد امسال دیگه بشه ببینمتون....اگه شمارمو دارین به گوشیم پیام بدین چون خیلی وقته دنبال شمارتونم...منتظرم...یاعلی
پاسخ:
سلام زهرا جان خوبی؟
چه خبرا؟
برادرزادت حالش خوبه؟
من خوبم شکر خدا.
آره من بودم.
من مشهد نیستم زهرایی.
کی میای؟
سلام سادات گل
خوبی خانممممممم
منزل جدید مبارک
کلی گشتم تا خونه جدید پیدا کردم
به نظر منم دوزیست نبودن طلبه یه شرط مهم
یا علی 

پاسخ:
سلام عزیزم
خوبی خواهر جپن؟
الحمدلله من خوبم.
سپاسگذارم.
بله بله...
:-) 
سلووووم (((: حسن التعبل چیست آیا؟
پاسخ:
سلام خواهر جان
حدیث معروف حضرت رسول؛ جهتد المرأة حسن التبعل.
جهاد زند خوب شوهرداری است.
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۸ ~زهراسادات~
سلام دوباره آبجی جان...
من احتمالا19مرداد بیام مشهد و اگه خدا بخواد 1شهریور هم میام..
یعنی مشهد نیستین؟؟؟کلا نیستین؟؟؟من دلم میخواد ببینمتون..
آبجی شمارتونو ندارمممم بهم پیام بدین دیگه...تا شمارتونو ذخیره کنم...
تا نخوام دوباره بگم خیلی وقته دنبال شمارتونم...بهم پیام بدین...بگین خودتون هستین
فعلا یاعلی
پاسخ:
سلام
ما فعلا همینجا هستیم.
حالا اومدی خبرم کن شاید مشهد بودم.
چرا تا شهریور برمیگردیم ان شاءالله.
باشه.

۱۶ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۲ دختر حضرت مادر(هم پر)
سلام عزیزی سادات جونم!
زیارررت قبووول!
مینوشتم منتشر نمیکردم.مدتی که بلاگفا بازی در می آورد بعدشم که بعضی از نوشته هامو خورد...خلاصه منم رخت کشیدم منزل نو! قدم شما سر چشم ما بانو!
رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه!
پاسخ:
سلام
ممنونم.
به به مبارکه...
سلام بنده از وب خانم طهورا با شما همراه شدم و لینکتون کردم خوشحال مشم بهم سر بزنید و درمسیری که شروع کردم رهنمایم باشید ممنون
پاسخ:
سلام علیکم بانو جان
خیلی خوش آمدید.
ان شاءالله موفق باشید.
در حال حاضر غیر از سایت بلاگ هیچ سایت دیگه ای برای من باز نمیشه.
سلام
ببخشید چقد جدیدا بد می نویسین؟!
روان تر بنویسین

ضمنا وقتی بلاگ شکلت نداره این دو نقطه و پرانتز و اینا چیه میذارین
زشت می کنه نوشته ها رو
پاسخ:
سلام
حق با شماست.
مخصوصا این پست آخری.
برای همین یه مدتی نمینویسم..
اینا یعنی میخندم.
نذارم یعنی؟!
:(
سلام خدمت سادات خانوم عزیز.
وبلاگ جالبی دارید.
من درست نقطه مقابل شما هستم و ب خانواده گفتم ک خواستگار طلبه راه ندهند ، راستش دل خوشی ازشون ندارم...
اما با این نوشته های شما ، نظرم عوض شده ...
در جوار اقا امام رضا دعاگوی من حقیر باشید
راستی خیلی خوشحالم ک شما هم از طایفه پوشیه ای ها هستید.
من متنفرم از بچه مذهبیایی ک ب اسم مذهب و ولایت جلو میایند اما وقتی ب حجاب میرسند ، رو گرفتن و یا پوشیه رو افراط میدونن!! 
پاسخ:
سلام علیکم خواهر
لطف دارید شما.
ای بابا..چرا آخه؟
حتما نائب الزیاره شما هستم ان شاءالله قسمت و روزی خودتتون.
ممنونم عزیزم.
پوشیه و کلا پوشاندن وجه یک اصل ثابت شده بین علما و مراجع هست.

سلام سادات خانم
خوبی؟ 
عاغا من یه مشکلی دارم.نمیتونم سحرخیز باشم.پامیشم نماز میخونم.بعد دوباره میخوابم.خواب به من غلبه میکنه.از برنامه ام هم میوفتم اینجوری.
برام راه حل نداری؟ درموندم کرده این موضوع...
پاسخ:
سلام خواهرجون
ممنونم شکر خدا
شما خوبین؟
منظورتون بین الطلوعینه یا صبح زود همون ۶-۷-۸ خودمون؟!
میدونی سبک زندگیا خیلی فرق کرده.
ما سراغ داریم خونواده هایی رو که ساعت نه شب خوابن و در عوض ازون طرف سحرا قبراق و با نشاط از خواب بیدار میشن.
بعضیا تازه نه شب تصمیم میگیرن شام چی بخورن؟!
اگر سعی کنید بعنوان خانوم خونه و مادر خونه فضای خونه رو طوری فراهم کنید که شبها زود بخوابید مطمئن باشین بعد نماز کمتر کسلین.
کسایی که بین الطلوعین بیدار باشن دیگه خواب به چشمشون نمیاد..طبق دستوری که داریم خواب قبل اذان ظهر /قیلوله/ که انرژیش دوازده برابر خوابهای دیگه ست زمان خوبیه برای استراحت.بعد نماز ظهر یک چاشت مختصر..میدونی که در روایات چیزی به اسم نهار نداریم!


۱۹ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۱۹ دختر حضرت مادر(هم پر)
سلام
اااااه؟چرا یه مدت ننویسی عزیزی سادات؟
مشتاقم خیییییییلی
پاسخ:
سلام خواهر جون
حسش نیست..
تو روستاییم..ترم تابستونه برداشتم امتحانمه..
درگیرم یه خورده.
سلام سادات جان.حالتون چطوره؟
ما که حسابی درگیر جهیزیه چیدن و مقدمات عروسی هستیم.
ببخش دیر سر میزنم بهتون.
خواهرانه دعا کنین برام همه چی خوب برگزار بشه.کاش عروسیم بودین شما هم.
پاسخ:
سلام رعنا جان
ممنونم شکر خدا خوبم.
ان شاءالله بسلامتی و دل خوش.
خب دعوتمون کن.. آجی
:))
چرا اااا؟
لااقل کامنتمو شظرنجی میکردی؟! اسم بنده خدا لو نره خوب...
پاسخ:
نمیدونم لینکش صفحه وبلاگمو خراب کرده بود
۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۳ همسر سید علی ...
می گم قربون اون چشمهات اگه بقیه اش رو نوشتی یه خبر به ما بده بی زحمت ...
پاسخ:
سلام علیکم
حتما ان شاءالله.
۲۳ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۴۳ بانوی اردیبهشتی
سلام بانو بلاخره پیداتون کردم خیلی خوشحالم

دیگه وب قلبی پست نمیزارین ؟

لینگ شدید
پاسخ:
سلام علیکم بانوی بهشتی..
نه دیگه همینجاییم فعلا.
سلام عزیزم

خدارو شکر

آخ گفتی..یعنی کاش میشد زودبخوابم.به ساعت 11 خوابیدنم راضیم.
ولی نمیشه.این پسر گل ما کلا از اول شبا دیر میخوابید.منم باید باهاش بیدار باشم دیگه.همسرمم شبا دیر میاد باید بیدار باشم براش شام  بدم و رسیدگی کنم.
خلاصه ما همیشه خیلی زود بخوابیم 12.و الا 1 و1 و نیم..این حدودا میخوابیم.
منم واقعا چاره ای ندارم.در طول روز هم با بچهو کار خونه و اینا نمیتونم برسم به درس خوندن و مطالعه و...
از طرفی هم سحرخیزی خیلی نشاط میاره.زیاد میخوابم کسل میشم.
حالا دیشب خیلی تلاش کردم.آقامون خونه بود.11 و نیم خوابیدیم.
خلاصه دیگه بیدار موندم بعد نماز و به کارام رسیدم.خیلی حس و حالم خوبه.
خدا کنه بشه مداومت کنم.
شما برنامه روزانه ات چجوریه؟ بگو الگو بگیریم.
راستی عکس پیتزاتو دیدم خیلی با انرژی بود.خوش به سعادتتون.ما رو هم دعا کنید.
پاسخ:
سلام خواهر جان
راست میگین شما..
گاهی شرایط اینطور ایجاب میکنه.
ولی کاش میشد گل پسری رو تغییر عادت بدین.
برنامه من خب بسته به شرایطم فرق میکنه،
مثلا ایام کلاسا کلن بعد نمازا نمیخوابیدم نهارمو درست میکردم کارامو میکردم بعدشم میرفتم کلاس تا ساعت۲
بعدشم خونه بودم و نهار میخوردم و استراحت عصر و مطالعه و کارای خونه..
شبا هم معمولا۱۱ میخوابیدم.
الان که روستاییم اما مثل نوزادا زندگی میکنم.
شبا بیدارم تا نماز صبح بعدشم خواب تا تا ساعت ۱۰
D:
نه که کار خاصی ندارم کار خونه هم ندارم یعنی نه گردگیری دارم نه هیچی.
فقط گاهی یه جاروی الکی و دو تیکه لباس میشورم.
بیکارم کلا.
البته کمی مطالعه هم میکنم.ترکیب رنگ پیتزاهه خیلی قشنگ بود...زندگی تو روستا تجربه خوبی بود برام...
راستی خواب قیلوله تو رویاهام باشه.
مگه این بچه میذاره!!!
بدجوری فرزند مادره.:))
پاسخ:
عزیزم.
خدا حفظش کنه ان شاءالله.
سلام و ممنون از وبلاگ خوبتون.
خواستم بپرسم شما یه کتاب خوب که مناسب یه دختر که در شرف ازدواج باشه خوندید یا میشناسید؟مثلا در مورد انتخاب همسر و خواستگاری و این جور مسایل...اگه میشناسید و بهم معرفی کنید ممنوووووون میشم.
پاسخ:
سلام علیکم خانم
کتاب سین جیم های خواستگاری اسم نویسنده ش یادم نیست متاسفانه.کتاب خوبیه.

و کتاب آیین همسرداری آیت الله ابراهیم امینی هم خوبه که مطاله بشه درسته مربوط به دوران متاهلی هست اما دید شما رو نسبت به مساله ازدواج باز میکنه و در انتخاب معیارها کمکتون میکنه ان شاءالله.

۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۵ نقطه چین تا خدا
سلام خواهری خوبی
 کوتاه ولی جالب بود چه جالب این جا فهمیدم دو زیست یعنی چی؟!😀
راستی خواهری اقای ما هم بلخره داره طلبه میشه حوزه قبول شد.باید یه وبلاگ جدید درست کنم .
البت خیلی سوالا دارم که ازتون بپرسم و اما اولین:چرا طلبه ها نباید دو زیست باشن آخه الان اونم تو تهران واقعا بعضی جاها نمیشه یعنی اصلا یه جوریه نمدونم چه جوری بگم ... به نظرم  از این به بعد باید قید رفتن به خیلی جاها رو بزنم. 
پاسخ:
سلام عزیزم
شکر خدا
شما خوبین ان شاءالله؟
به به مبارکه..خیلی خوشحال شدم.
خب من دلیلمو تو پستم نوشتم.
اگر جایی در شان حضور طلبه هست خب میرن اگر در شانشون نباشه پس نگرانی بابت چیه؟!
مثلا قید چه جاهایی رو باید زد؟!

سلام گلم
آره اتفاقا منم ماه رمضون تا صبح بیدار بودم.
گل پسری رو عادت بدیم.آقامون رو چه کنیم؟ :))
عزیزم تندتر بنویس.
التماس دعا تو حال خوبتون.. :-*
https://instagram.com/kosar3d.ir

سلام این آدرس اینستاگرام گروه انیمیشن فاطمه زهرا س
هستش که چندوقت پیش اینستاگرام اون روبست والان بااین آدرس اومدن بالا
یه بحث درموردپوشیه توش شده بود دوست داشتیدیه سری بزنید.
متشکرم بابت معرفی کتاب ها٬لطف کردید
پاسخ:
سلام علیکم
خواهش میکنم...
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
** *** **** ***

**** ** ***** **** ********

**** ** ***** **** **** ***** ***** 

** ** *** ** ** *** ****** *****

**** **** **** ****** * **** **** ***** *** ********

***** **** ****** ****** **** ** **** ***** 

** ** **** *** ***** *********

***** *** **** *** **** ****** *** **** *** **** ******

** **** ***** ** ******* ***** *** ***** ** **** **** **** *** ******
***** *** ** *** **** ** ****** *** ** ** ***
***** *** ** ***** ***** **** ***** ***** ***** *** **** *** ******* ** **** **** ****** ******* ***** *** ** **** ***** **** **** **** *** ***** * **** ** ** **** ***** ** ******* ***** ** *** ***** ***** ***** *** **** **** ***** *** ****** * ** **** **
***** *** **** *** ******* ** * **** ******* ***** **** ******* ** ** ** ****** ** *** ****** **** ******* ***** **** ***** ******* **** ***** **** ****** ** ** **** *** ***** ****** ******** ***** ***** **** *********** *** **** ** *** ******** ******* ** ***** ***** **** ******* ***
****** *********** **** ** *** ******* **** ** **** ***** ** ** **** ** *** ** **** **** *** ******* **** *** ***** **** ***** ***** ***** **** ***** ** ****** *** ***** ** ** ** **** *** ***** *** **** ***** ***** *** ****** *** ** **** *** **** *** *** ***** ** ***** ******** *** ** **** ***********
** **** *** *** ***** ***** * ** *** *** * ** ** ******** * **** **** *** *** * *** ** *** **** **** *** ******** **** **** **** **** **** ******* ***** ******* **** **** ****** **** ** ****
پاسخ:
سلام خواهر جان
سلامت باشید لطف دارید.
خب حالا آخرش چی شد؟!
البته که کار درست و اصولی نکردن اونا؟!
بهتر بود محول به خانواده ها میکردین. یعنی با اجازه خانواده یا حداقل مادرتون.
۲۲ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۰۸ *-یکـــ بانـــــو -*
سلام...
از خاطراتتون لذت بردم خواهری...
خوشحال میشم به منم سری بزنید
موفق و سلامت باشید
یا علی*
۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۴۳ *-یکـــ بانـــــو -*
سلام
خواهری اگر با تبادل لینک موافقید خبرم کنید
ممنون:)
پاسخ:
سلام
:)
سلام.
هی به خدا میگم بس کن!
یعنی چی بخاطر امور دنیوی میخوای همسرت دوزیست باشه(زن آقا میگفتن دوزیست)
بنظرتون چیکار کنم...اعصابم داغون است...
پاسخ:
سلام
ببخشید خیلی متوجه منظورتون نشدم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی