...یار طلبگی و هزار و یک

این همه نقش میزنم از جهت رضای تو

...یار طلبگی و هزار و یک

این همه نقش میزنم از جهت رضای تو

...یار طلبگی و هزار و یک

✿بسمِـ الله اَلرّحمنـِ الرّحیمـ✿

✿وَإِטּ یَڪَادُ الَّذِینَ ڪَفَرُوا لَیُزْلِقُونَڪَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّڪْر

وَیَقُولُون إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِڪْرٌ لِّلْعَالَمِیـטּ✿
یک روز چشم هایم را باز کردم..دیدم نشسته ام کنار یک طلبه..
روز میلاد آقا جوادالائمه علیه السلام بود.
رواق دارالحجه..
نوشته جاتِ یک طلبه و یار یک طلبه را میخوانید :)

آخرین نظرات
  • ۴ مهر ۹۶، ۰۷:۵۸ - سیده طهورا آل طاها
    قشنگ بود

قضاوت ممنوع!

دوشنبه, ۷ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۳۰ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

طوبی لمن شغل عن عیوب الناس بعیوبه...

امیرالمومنین علی علیه السلام

عصر یک روز نسبتا خسته کننده پاییزی،لابلای کارتونهای باز و بسته نشسته بودم.

گاهی لباسی از یک کارتون میکشیدم بیرون گاهی هم ظرفی از یک کارتون دیگر.

کلافه ی کلافه بودم...تنها کار مثبت آن روزم تمام کردن چیدن کابینتها بود..

برای اینکه ذهنم نظم بگیرد آمپلی فایر را خاموش کردم..از صبح علی الطلوع روشن بود و مدام

پلی میشد...مخصوصا که آن مداحی که شعرهای سبک میخواند هم بود بین کریمی و مطیعی و بنی 

فاطمه و...بیشتر صدایش روی اعصابم بود.

‌از توی آستین لباسم یک لیوان پیدا کردم...آخر ظروف شکستنی را لابلای لباسها جاسازی کرده بودم

تا هم در مصرف روزنامه اسراف نشود هم به همین بهانه لباسها جمع شوند.

لیوان را به دوستان دیگرش ملحق کردم که برای اولین بار صدای زنگ خانه جدید را شنیدم..

راهروی تاریک را با احتیاط طی کردم تا مبادا پایم به کارتون های سر راه گیر کند.

از پشت در آهسته گفتم: بله؟!

صدا گفت: سلام علیکم حاج آقا تشریف دارن؟

باز آهسته گفتم: نخیر

صدا دوباره گفت: بی زحمت این سینی را از بنده بگیرید..

D:

: بذارید پشت در.

صدا سینی را پشت در گذاشت : به حاج‌آقا بفرمایید ما همسایه طبقه پایین واحد۴ هستیم ...

و رفت،وقتی صدای پای صدا دور شد آهسته در را باز کردم..

با خوشحالی سینی سنگین را برداشتم...

خوشحالی از اینکه کسانی هستند که حواسشان به همسایه تازه وارد هست..

همسایه ای که خسته از اسباب کشی است و قطعا محتویات این سینی روحش را جلا میبخشد..


+


خیلی دوست داشتم با همسایه کناری هم ارتباط برقرار کنم.

همیشه صدای خنده ها و حرفهایشان در خانه ساکت ما می پیچید..

مخصوصا وقتهایی که سیدمحمد هفت ساله با خواهرش زهرا سادات سه ساله بازی میکردند.

هر روز راس ساعت ۱۲ و نیم صدای دویدن سید محمد را از راه پله میشنیدم...حتی صدای باز کردن 

چسب کفشهایش را..

زهرا سادات هم هر روز دم در است برای استقبال از برادرش: سلام سلام خوش اومدی خوش اومدی

و سید محمد هم در جواب خواهرش: سلام سلام خوش اومدم خوش اومدم..

یک روز که فکر میکردم در خانه ما را میکوبند با ذوق در را گشودم...

سید محمد بود که در خانه خودشان را میکوبید...

سلام کرد..سلام کردم..رفت داخل خانه..من همچنان بی دلیل بیرون خانه ایستاده بودم...

زهرا سادات را دیدم که خیره خیره نگاهم میکند..

سلااااااام خانم کوچولو خوبی؟! شکلاتی تقدیمش کردم..گفت برای داداشش هم بدهم...

و من در همه این مدت منتظر بودم مادرشان بیاید بیرون..من سلام کنم..بعد او یا من همدیگر را

تعارف کنیم داخل خانه...وبعد با هم آشنا شویم...

ولی هیچوقت مادرشان را ندیدم!! یعنی نیامد بیرون تا شاهد گفتگوهای بعدی من و زهراسادات باشد.

یک شب در خانه مان را کوبیدند...آقایی هم به ذوق آمد از شنیدن صدای زنگ..

آقای همسایه کناری مان بود..

صدای خشنی داشت،خیلی خشک سلام کرد: حاج آقا برنامه تون برای این کارتونهای داخل راه پله چیه؟!

آقایی با سادگی و معصومیت گفت: برنامه خاصی ندارم اگر شما لازم دارین میتونید ببرید!!!

صدای خشن: نه میخواستم بگم از تو سرویس پله بر دارین شلوغ کرده راهو!

+ حالا ما طبقه آخر هستیم،کارتونها هم مرتب و باز شده روی هم،در پاگرد پشت بام است نه در مسیر 

رفت و آمد!

آقایی: چشم میخواستم ببرمشون منتها وسیله نداشتم این چند روز...

صدای خشن: گفتم شاید سختتون باشه اگر میخواین من ببرم براتون پایین!!!!!

بقیه حرفهایشان را نشنیدم دیگر....

تا چند روز درگیر بودم، مدام به آقا میگفتم:

فکر کردن ما فرهنگ آپارتمان نشینی نداریم؟!

ما از پشت کوه اومدیم؟!

وقتی دو تا همسایه میخوان با هم آشنا بشن اول از همه در خونه همدیگه دو تا کاسه آش میبرن نه که ا

با دعوا برن در خونه هم!

برم در خونه شون در بزنم با خجستگی بگم سلام زینب خانم، بعد اون بگه عه شما منو از کجا 

میشناسین؟ بعد من بگم وقتی آقاتون صداتون میزنن انگار تو اتاق ما نشستن!

یا نه اصلا میرم در میزم در خونه شون میگم ببخشید اگه سختتونه من کفشاتونو پشت در جفت کنم 

براتون!

باز خودم خودم را آرام میکردم: نه آقایی ما که بی ادب نیستیم دعوا هم نداریم با کسب،اصلا یه دفعه م

میرم کفشاشونو مرتب جفت میکنم،پادری شونم میتکونم که پرخاکه همیشه.اینجوری بهتره...

چند روزی گذشت..ماجرا یادم نرفته بود هنوز..

روز شهادت حضرت رقیه بود..حلوای نذری پختم با روغن کرمانشاهی اصل+ با دستوری که از عمو 

محمد گرفته بودم..


یکی از این حلواها را بردم برای همسایه کناری+ کیک یخچالی..بازهم موفق نشدم خانم همسایه را

ببینم،سید محمد در را باز کرد.

چند روز بعد هم سید محمد ظرفها را آورد+ چند دانه انار بزرگ معرکه...

تا اینکه یک روز گاز خانه قطع شد..رفتم بیرون تا کنتور را بررسی کنم،بالاخره خانم همسایه کناری

را دیدم...آماده رفتن به بیرون بودند.

قطع بودن گاز دلیل خوبی  برای صحبت کردن بود...

آن روز روز خوشی برای من بود...

سرمای خانه را با گرمای دوست جدیدم راحتتر تحمل کردم..

وقتی ساعتی مهمان خانه سردمان شد...

برایم پیک نیک آورد...ساعتی بعد دوباره آمد و حالم را پرسید..میگفت پیک نیک خطرناک است..

نگرانم شده بود..

شماره موبایلم را گرفت...

با هم رفتیم کلاس تفسیر زیارت عاشورا...

و....

کلی عذر خواهی کرد بابت بلند بودن صدایشان و سروصدای بچه ها...

گفت که در مشهد غریب است و تنها و بعد از زایمان دومش افسردگی گرفته است....

خیلی شرمنده شدم وقتی شرایط جسمی اش و دردهایی که متحمل شده را شنیدم...

خیلی شرمنده تر وقتی دیروز که نهار نداشتم مرا مهمان محبتهایش کرد...

۹۴/۱۰/۰۷
یار شیخ عبدالزهرا(یار طلبگی و هزار و یک...)

نظرات  (۵۹)

سلام
آخ آخ!!!!یاد قضاوت های بیجای خودم افتادم که چطورم ازشون درس گرفتم!!
یعنی تایه فکری به سرم میزنه شایدبه ساعت نکشیده عین واقعیت برام رو میشه ومیفهمم قضاوت من دقیقاعکس واقعیت بوده!!!
اصن یه وضعی!!



این روزا عجیب یه حالیم غربت بچه های مدافع حالمودگرگون کرده...
پاسخ:
سلام الهه جان
برا همینه که میگن تا چهل بار یا بعضا مسگن تا هفتاد بار برای اون طرف احتمالات بدین مثلا بگید شاید منظورش این بوده شاید میخواسته این کارو بکنه شاید حواسش نبوده شاید منظورشو بد رسونده شاید...شاید...
میبینی دیگه آروم شدی...

راست میگی...
خیلی مرد هستن...چقدر حضرت عباس نگاشون میکنن...چقدر دل حضرتو شاد میکنن...
چند شب پیش یه خواب دیدم...خیلی قشنگ بود..خیره ان شاءالله.
الان یه حالی ام از اون حالا که مدام یکی بهت میگه هیشکی تو رو دوس نداره
اینو که خوندم حسودیییییییییییییییییییییییییییییییییم شد!
پاسخ:
سلام
چرا خب؟!
واسه چی؟!
۰۷ دی ۹۴ ، ۲۱:۳۲ بانوی عاشق
سلام علیکم ...
مبارک باشه خونه جدید! :))))
ان شاء الله به سلامتی ...
چقد خوبه آدم یه همسایه خوب داشته باشه...
واقعا نعمته!
التماس دعا سادات ..
یازهرا
پاسخ:
سلام عزیزم
مچکرم..
مبارک صاحبش باشه
والا
D:
آره واقعا نعمت خوبیه...خداروشکر
حاجاتت روا بانوی عاشق..
عاقبتت بخیر ان شاءالله.
سلام عزیزم خدا رو شکر بلاخره با هم دوست شدید نوش جانتان این غذای خوشرنگ
پاسخ:
سلام شهره جانی
متشکرم...
بله الحمدلله.
۰۸ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۱ مامان س و ح
سلام بانو 
منم متأسفانه گاهی راجع به نزدیکانم دچار قضاوت عجولانه میشم بعد هی به خودم نهیب میزنم قضاوت نکن قضاوت نکن گرچه تقریبا قضاوتهام درست در میاد :( ولی میگم بازم نباید کسی رو قضاوت کرد چون من تا به حال با کفش اونا راه نرفتم که بدونم دلیل کج راه رفتنشون از کفششونه یا از پاهاشون پس به قول شما قضاوت ممنوع
پاسخ:
سلام علیکم خانم جان
ولی واقعا میگم من اصلا راجع به نزدیکام اینجوری قضاوت نمیکنم چون اخلاقاشون دستم اومده.
ولی خب این بنده های خدا...
خدا ببخشم
حرف شمادرسته...

دلم دونات خواست
اونم نه هردوناتی!!

دونات،فقط دونات رضوی که از فروشگاه های کنارحرم بخری اونم یه عالمه بعدم بایه عالمه ترفندببری شون توی حرم و وسط صحن جامع بشینی بخوری!!!!

میخوام :/
پاسخ:
الهه منم عاشق دوناتای رضوی ام.
مخصوصا وقتی شکراش میچسبه به پوستش منم یواشکی پوستشو میخورم
D:
میذارن ببری که!
من اون روز رفتم حرم فقط میخواستم یه سلام بدم و رد شم برم بست پایین.
حالا تو کیفم میل قلاب بافی بود
بردن میل ممنوعه!
حالا امانات حرم هم رفته زیرگذر پارکینگ.
گفتم خدایا چیکار کنم برای یک میل برم زیرگذر تو پارکینگ تنهاهم بودم..
هیچی دیگه...
میلو کردم تو دستکشم
D:
((:

سلام بانو جان..خوب هستین؟!
من یکی از خواننده های قدیمی وخاموش وبلاگتون هستم.نمیدونم چرا یکهو روشن شدم..
عیدتون خیلی خیلی مبارک
ان شاالله بهترین ها رو عیدی بگیرین..
چه حلوای خوشرنگی..دلمون خواست...قبول باشه نذرتون.
دستور حلوای مخصوص لطفااا.
بانوجان یه خواهش والتماس ازشما..تواین شبهاوروزهای مبارک ومیمون برای من وهمه خانواده های منتظرفرزند دعاکنیدکه خدابهمون لیاقت مادر وپدرشدن بده..
شماها نفستون حقه..
شمارو قسم به نفس های حق ودلهای پاکتون توشادیهاتون ماهاروهم دعاکنید..که حسرت به دل نمونیم..
پاسخ:
سلام علیکم خانم
الحمدلله
ممنونم از لطف شما.
آخی..خوب کاری کردین روشن شدین
:))
متشکرم همچنین عید شما هم مبارک باشه و ایام به کامتون.
عموم قنادن میگن به ازای مثلا دو لیوان آرد سفید نصف لیوان آرد نخودچی بریزین که حلوا خوش عطر بشه.
فقط اگر زیاد بریزیم حلوا سفت و خشک میشه.
ان شاءالله خدا اولاد سالم و صالح و عاقبت بخیر و خوش روزی و خوشگل روزیتون کنه.
خدا عاقبت همه رو ختم بخیر کنه خواهر جان.....
راستی که شما لطف دارید نسبت به من ولی چشم...
شما هم برای ما دعا کنید...حالا که دل حضرت زهرا هم شاده..
سلام.خداروشکر.همسایه خوب از فامیل خوب هم بهتره.

ما هم یه نمونه خوبشو داشتیم به مدت هفت سال.امسال اسباب کشی کردن و رفتن.
پاسخ:
سلام خواهر جون
بله خدا رو شکر..
ما الحمدلله فامیل خوبی هم داریم...
خدا حفظ کنه این همسایه های خوبو..همچنین همسایه شما رو..البته شما هم خودتون حتما خوبید.
خونه قبلی که بودیم با اینکه همسایه مون طلبه نبودن ولی خییییلی با ما راه میومدن.
مراعات مارو میکردن.
اون خانم هم خانم فوق العاده خوبی بودن..تلفنی با هم در ارتباطیم...
گفتید کلاس تفسیر زیارت عاشورا.واسم جالب شد.مگه زیارت عاشورا هم تفسیر داره؟
پاسخ:
آره زیارت عاشورا یک حدیث قدسی هست دیگه.
البته من جلسات قبل شرکت نکرده بودم چون تازه واردیم و بی خبر از کلاسا.
اون روز هم رفتیم ولی به علت قطعی گاز و برودت هوا کسی نیومده بود!
D:
۰۸ دی ۹۴ ، ۱۳:۰۴ طلبه آینده
سلام سادات خانم
خوبی؟
میگما چقدر قشنگه وقتی تو ساختمون غریبی با کسی دوست بشی
حس خیلی خوبیه 
من که خودم خیلی دوست دارم
راستی خسته نباشی از اسباب کشی خواهر جا
انقدر دوست دارم وقتی همسایه ی جدید میاد تو ساختمون کمک.کنم وسایلاشو زودتر بچینه و خونه مرتب بشه 
شما آپارتمان میشینید الان درسته؟
دعا کنید اگر خیر باشه زودتر همسایه تون شیم
:)))))))
ولادت پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلَّم و امام جعفر صادق علیه السلام رو تبریک و تهنیت عرض میکنم
پاسخ:
سلام عزیزم
الحمدلله
شما خوبین؟
آره خب..مسلمونی کجا رفته پس؟!
؛)
همون همسایه هایی که اومدن در خونه امیرالمومنین و از عزاداری و گریه حضرت زهرا شکایت کردن حضرت زهرا موقع دعا میفرمودن: الجار ثم الدار...
متشکرم سلامت باشید ان شاءالله.
آره آپارتمانی هست خونه مون.
قراره بیاین مشهد؟!

۰۸ دی ۹۴ ، ۱۴:۰۴ خاتون بانو
سلام خانم خانما....
وای چقدر خوب نوشته بودی مثل همیشه :)

و چه خوب که خانم همسایه دوست خوبی براتون شد . 
و دیگر این که حلواها خیلی خوشمزه به نظر میرسن کاش می تونستیم همسایه شما می شدیم هم دوست خوبی گیرمان می آمد هم از دستپخت های خوشمزه ی دوستمان مستفیذ می شدیم :)


پاسخ:
سلام علیکم خواهر عزیزم
بزرگوارید
بله خدا رو شکر...
اختیار دارید..
حالا باید از همسایه پرسید حقیقتا! که دستپختم چطوریاست!
تعریفی نیست ولی.
۰۸ دی ۹۴ ، ۱۴:۱۱ سیده طهورا آل طاها
آخی ... عزیزم .
هرچی کردم فقط همین رو تونستم بگم . هر دو تون به نظرم خیلی طفلکی اومدید
پاسخ:
سلام علیکم
D:
الان من صوبتی ندارم....
اوخـــــــــــــی...
پاسخ:
سلام
هیچی دیگه..
:-|
بازم صوبتی ندارم...
سلام
خدا حفظ کنه شما را و همسایه های خوبتون را.


کاش منم همسایه شما بودم:)
پاسخ:
سلام علیکم خانم
متشکرم سلامت باشید ان شاءالله.
ای بابا..نفرمایید...
اتفاقا به آقامون میگم هرکی همسایه ما باشه خوشبخته 
D:
چون ما واقعا آروم هستیم....
۰۸ دی ۹۴ ، ۲۰:۱۸ خادم معصومین علیهم السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
عیدتان و خانه جدیدتان مبارک !!!
لحظاتتان هر لحظه معنوی تر از لحظه قبل 
حرم آقا دعایمان کنید
در پناه خدا باشید
پاسخ:
سلام علیکم خواهر عزیزم
خیلی متشکرم..
این ایام بر شما هم مبارک باشه...
عاقبت بخیر باشید ان شاءالله.
شب جمعه حرم نائب الزیاره همه بودم...ان شاءالله روزی خودتون بشه.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
****
**** **** *****
*** *** ** ** ****** *** **** *****
*** **** ** *** **** *********** ****** ******
** ** ***** *******
**** *** **
*** ***** ** **** **** *** *****  **** **** ** **** **** ** **** * **** ****
*** *** **** ***** **** *******
**** ** **** ***
*** ** *** ** **** *** ****
** **** **** **** * ** ***** ****
**** ** ******* ******
***** ***** ** *** **** **** **** ***** ***** *********** **** ******* ** **** * ***** **** **** ** *** **** *** **** * *** **********
***** *** *** *** ** *** **** ** *** ****** **** **** *** ** **** ************ **** **** **** ** ** **** *** **** **** ** **** * *****
*** **** *** ***** **** ** ** **** **** ***** ********
** **** * ***** **
**** ** **** ***** ** *** *****
**** *** *** ** ** **** * **** **** ** ***** ***** *** ***
*** ** ****** ***** **** *** **** *** ****** ***** *** ** **** ***** ****
**** **** ***** ***** *** **** ******
**** **** ****** ** ****
**** ** ** ** *** ***** ** ****** **** ******
* *** **** ******* **** ***** ** ***

پاسخ:
سلام 
متشکرم خواهر جان
ان شاءالله با موفقیت کنکورو پست سر بذارید و زائر آقا بشید.
۱- بله متوجه شدم.
قطعا باید بهش بی توجه باشید...مطمئنا خون نیست.
۲-تا وقتی مطمئن نباشید اون خونه یا نه نباید اون رو خون فرض کنید...
توی احکام یه بحثی داشتیم به نام اصل استصحاب..استادمون میگفتن فرض کنید یه بچه دوسه ساله تو خونه هست شلوارش خیسه..شما هم ندیدین که دستشویی کنه یعنی در حقیقت یقین ندارین خیسی شلوار بچه از ادراره یا چیز دیگه...پس اون شلوار پای بچه پاکه...
چرا حکم خدا رو انقدر سخت میکنید واقعا خدا سخت نگرفته.
۳-نه خون نیست..هرچی شما از احتمالات بگید بااااز من از یقینیات میگم.
یه تفاوتی بین این دو قائل باشید.
۴- آب بینی تون هم پاکه چون اون خون نیست.
۵- چرک چشم چرا باید صورتی باشه؟!
اونایی که فشارشون خیلی میره بالا گاهی چشمشون خون ریزی میکنه اونم در حد خیییلی کم
اون وقت شما چرک چشمتونو میگید نجسه و صورتی؟!
نه پاکع مطمئن باشید..
۰۸ دی ۹۴ ، ۲۲:۳۸ فاطمه خانوم
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام آبجی.خوبی؟..باز خوشبحالت توشهر خودتونی من بعد عروسی باید برم غریبی البته بعید میدونم خانم حضرت معصومه س بذاره کسی  غریب باشه...ولی مشغول درس میشم مهمتر ازهمه آقام کنارمه اون موقع....***** ** ** ****** *****؟؟درس حوزت تموم شد؟*
پاسخ:
سلام فاطمه جان
الحمدلله شما خوبی؟
قم که دیگه غربت و غریبی نیست آجی..همه مثل همن..همه شکل همن.
تازه به قول خودت حضرت معصومه هم غریب نوازن...
ان شاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر باشید..
نه حوزه تموم نشده....
سلام
یهو بحث عوض شد چرااااا!!!!
بعد از رفتن به آزماش خون یهو شد اسبب کشی!!!
پاسخ:
سلام خواهر جون
مدیریت وبلاگ و هزار و یک....
D:

۰۹ دی ۹۴ ، ۱۳:۳۶ زهرا مهربون
سلام
چقدر خوشحالم که همسایه های خوبی دارید...
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشد
پاسخ:
سلام علیکم زهری مهربون
متشکرم..
این اسم برازنده تونه.
شلامت باشید ان شاءالله.
۰۹ دی ۹۴ ، ۱۵:۵۹ خانم آقاش
سلام...
..
آپارتمان رو دوست ندارم.حیف بود خونتون حیاط داشت..
همسایه های ما اصلا با ما جور در نمیان..ماهواره ..اعتقادات متفاوت..اصلا نمیشه رفت و آمد کرد..سال تا سال شاید یکی دوبار خونه هم بریم.همسایه پایینیمون یه بچه کوچیک داره که پسرم همیشه دوست داره بره باهاش بازی کنه.ولی من نمیتونم ببرمش یکی بخاطر ماهواره و اینا.یکی هم چون خونشون پر از وسایل گرون قیمت و لوکس شکستنیه..بچه تا بخواد جم بخوره مامانش استرس میگیره..
چاره ای جز ماندن هم نیست..
پیرو خواب ها و تعبیر هم ان شالله خیره.ولی من اصلا وقتی میام مشهد واسه خودش میام..اون جاهایی هم که گفتی نمیرم..به من باشه که میخوام از صبح تا شب بشینم بست تو حرم..جایی نرم..ولی تابع جمع ام دیگه یه پارکی بازاری هم میریم.یعنی اینا هم اشکال داره؟
پاسخ:
سلام خواهر جون
اون خونه مون هم آپارتمان بود منتها مدلش قدیمی بود وسط خونه حیاط داشت
D:
چقدر سخته واقعا..
اون همسایه خونه قبلیمون هم مثل همسایه شما بودن ولی به احترام ما رعایت میکردن.
برای همین خانوم همسایه خیلی برام عزیز بود...همیشه میرفتم خونه شون..با اینکه اهل خمس دادن هم نبودن اینو خانومه بارها پرسیده بود ازم...
ولی همسایه های اینجا خدا رو شکر همه مثل همیم.
بله خیره ان شاءالله.
نمیدونم واقعا...

سلام
تروخداااا زیاد برای من پیش امام رضا برای ازدواجم دعا کنید

پاسخ:
سلام علیکم
شب جمعه حرم اسم شما خاصتا تو ذهنم بود.ان شاءالله عاقبت بخیر باشید خواهری.
۰۹ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۸ رفاقت به سبک شهید
سلااااااااااااااام دوست جانم
یه اعترافی بکنم؟
اول عکس هارو نگاه کردم قشنگ بعد مطلب رو خوندم آخه قشنگ و خوشمزه بودن :))
واقعا خوش به حالتون همسایه هایی خوبی دارید
راستی راستی منزل جدید مبارک ان شالله بهشت همسایه پیامبر (ص) و حضرت زهرا باشید بحق این اعیاد عزیز
پاسخ:
سلام علیکم سیده خانم عزیز
سلامت باشید..
بله خدا رو شکر تازه دیروز برای اولین بار رفتم خونه شون.
خیلی ممنونم...ان شاءالله عاقبتمون بخیر باشه...

مستاجرین؟
پاسخ:
سلام علیکم
بلی...
سلام خواهری بزرگ
ممنون از راهنمایت
عاقبتت به خیر:)
پاسخ:
سلام عزیزم
خواهش میکنم.
ان شاءالله.
سلام سیده خانوم❤
عیدتون مبارک باشه
ایام به کام خونه جدیدتون انشالله اتفاقای خیر بیفته توش
سادات خانوم دیگه وبلاگ قبلی نمیرید؟؟
اخه یه نظر داده بودم...
سوال بود البته
دوس داشتم جوابش رو بگیرم

پاسخ:
سلام خواهر جون
خیلی ممنون.
ان شاءالله.
چرا سر زدم دیدم کامنت شمارو.
اینجا جواب بدم اشکالی نداره؟

مستاجرین؟
پاسخ:
بله
۱۱ دی ۹۴ ، ۱۱:۰۷ خانم آقاش
سلام
خوبین؟
تازه یه چیز دیگه..همسایه های ما وقتی میخوان جشنی تولدی بگیرن،ما باید اون روز از خونه فرار کنیم.چون کل ساختمون از صدای آهنگ هاشون که از تو بلندگو پخش میشه به لرزه درمیاد.تازه اصلا به روی خودشون نمیارن.نه معذرت خواهیی نه چیزی.خیلی عادی.انگار نه انگار..ما هم اون روزها از خونه اواره میشیم و باید تا شب فرار کنیم یه جا.چون دوس نداریم صدای اهنگ هاشون رو بشنویم.اقامون هم هیچی بهشون نمیگه.یعنی نمیتونه.بگه میگن پاشید برید اگه نمیتونید تحمل کنید..وااای یه تولد نزدیکه...:((
پاسخ:
سلام
الحمدلله
ای وای..نمیشه اعتراض کنید؟
مدیر ساختمون ندارین؟!
به سوال بپرسم؟ شما آقاتون طلبه ان؟
سلامی دوباره
خب اگه زیادباشه نمیذارن ماهم این موقع هاچندنفری بین خودمون تقسیم میکنیم وهرکدومم ازیه در میریم توD:
خب وقتی زیادیم زیادم چیزی میخریم دیگه!!!
خوبه شماخودتونم واردین ها!!!

راستش یه چیزی!!
این روزا حال وهوام کلایه جوردیگه اس...حواسم همش پرته...درس درست نمیفهمم 
امتحاناموهمینطور ردمیکنم بره!
اصن یه وضعی!!
توی نظرای قبلی ام گفتم بهتون.توی ذهنم هزارتاسوال دارم گیجم سردرنمیارم دوروبرم چه خبره!
همش میگم آخه مگه یه نفرچقدرمیتونه خوب باشه؟چقدرمیتونه بزرگ باشه
من زندگی نامه خیلی ازشهدارو خوندم ولی الان عین همین اتفاقات داره کنارگوشم تکرارمیشه امادرکش برام سخت تر وسخت تر...
هرچیم بیشترباهاشون آشنامیشم بیشترمیرم تولاک خودم.
و ازیه طرف دیگه ام دلم میخوادبیشتروبهتردرسمو بخونم.ازنظرخودم حداقل کاری که میتونم.ولی مگه میشه ذهنم همش درگیره!!
چندشب پیش فهمیدم گویااین فقط مشکل من نیست،یکی ازدوستامم که اتفاقا خیلیم تواین خط هاست همین گیرمنوداره!!

خیلی انسان های بزرگین....خیلی خیلی!!
همش دوستدارم دعاشون کنم براشون آیه الکرسی ونادعلی میخونم...اصلاشدم تشنه دعاکردن براشون وهی تشنه ترمیشم.

عجب!!اصل هدفم که اومدم اینجامیخواستم راجع به یه چیز دیگه حرف بزنم دیگه سفره دلم کلابازشد؛)

من نمیتونم ظهورحضرت رودرست درک کنم!!البته میدونم درک ظهور کلاسخته!!
ولی میدونین وقتی میگن آقاکه بیان همه چیز خوب میشه مثلاهمه خوب میشن و...همین حرفادیگه.
خب همین برام قابل درک نیست.آخه میدونین چیه الان مثلا کشورما بهش دیدمثبت دارن(البته نه همهD:)
خب این برای اینه که وقتی یه عده ای اینقدرظالمانه رفتارمیکنن ولی ماجلوشون ایستادیم مثبت بودن مابه چشم میاد
عاغااصل حرفم اینه که سیاهی وسفیدی کنارهم معناپیدامیکنن.
منم وقتی اطرافم کلی اتفاقای خوب وبدمیوفته وکلی آدمای متفاوت وجودداره وقتی حالم خوبه که میبینم میون این همه بدی وظلم ولی من دارم سعی میکنم که خوب بمونم.
ولی اونموقع وقتی همه خوبن دیگه خوب بودن به آدم مزه نمیده که همه مث همن!!
پاسخ:
سلام
آره دیگه وارد شدیم.اون شب جات خالی رفتم حرم یه خانومه ظرف غذای بچش تو کیفش بود
خادمی که بازرسی میکنن گفت باز کن ازش بخور
D:


میدونی اقتضای زمانمونه...اینکه هیچی سرجای خودش نیست...در هر برهه یک موج و جریانی جامعه رو در بر میگیره..
زمان باباهای ما انقلاب و جنگ...زمان ما هم جنگ اما به روشی دیگه...
اون زمان جنگ بر سر اراضی بود الان جنگ بر سر عقایده...
برای همینه که اون روایت معروف ایمان در آخرالزمان و گلوله آتش بر کف دست رو داریم..
شاید ما الان تو این شرایطیم..
من هم مثل شما و دوستت خیلی درگیری پیدا کردم با خودم.
البته وقتی همسن شما بودم به یک شکل و الان هم به شکل دیگه ای..البته الان کمتر از ا دوران نوجوونیمه.
الهه یه روایت دیدم از آقا رسول الله الان مدتیه ذهنمو مشغول کرده، سر نمازام مدام برای خدا میخونم این روایتو:

(ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات، فتعرضوا له لعله ان یصیبکم نفحه منها فلا تشقون بعدها ابدا.
معناش اینه که: همانا برای پروردگارتان در ایام عمرتان نسیم هایی هست،پس خویشتن را در معرض آن قرار دهید
باشد که نسیمی از آن نفحات به شما برسد و از آن پس هرگز گمراه نشوید و به شقاوت نیافتید.)
سندشم امالی شیخ مفید/بحار/میزان الحکمه
مثلا همین آشنا شدن من با شهدا خودش یه نسیمی بود که زندگیمو در برگرفت دیگه...
الان فکر میکنم بازم به یه نفحه و نسیم دیگه نیاز دارم...
الهه این شهدای مدافع از شهدای هشت سال دفاع مقدس خیییلی عجیبترن به گمانم...
خیلی عجیییییبببب...
اینا انگار...نمیدونم چطوری بگم..

روایت داریم از امام محمدباقر که حضرت فرمودند مردم آخرالزمان غربال میشن:، تاسه بار حضرت فرمودن فتغربلوا...ثم فتغربلوا...ثم فتغربلوا..
همه نمیتونن جامعه حضور حضرت رو درک کنن الا اونهایی که غربال شدن.
یعنی جامعه یک دست هستن.
برای به حکومت رسیدن یک امام عادل باااااید در مقابل ظلم ایستاد...ظلم که رفت کنار این حق و سفییدی هست که حاکم میشه.
تا شب رو پشت سر نذاری روشنایی روز نصیبت نمیشه.
ببین مثلا همین امتحانی که همه ازش فراری ان..تا امتحان نباشه فرق بین دانش آموز درسخون و درس نخون معلوم نمیشه.
روشنایی روز نمره خوب جامعه عدالت محور مزد تلاش اونایی هست که استقامت کردن.


بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
********* ** *** *** ** ***** *** **** ** *** **** ********
*** **** **
*** ** ****** ***** ** *** **** ** ** **** ******************* ***** ** **** **** ****** *** *** ** *** ************* *** ** **** *******
** ** **** **** *** ****
***** ****
**** ** **** **** ****** ** ***** **** **** **** ***** ***
** ****
** *********** ****** ** *** **** ** *** **** **** **** ** ****** ** **** *** **** *** ***** ** ******* ** ***** ***
*** **** **** *** ***
****** **** ** ** ***** ******
**** **** *** * **** *****
**  **** **** *** ***** *** *** *** ***
*** ***** *** *** *** *** *** **** *** **** *** *** ******** *** *** ** **** **** ***** ** *** ***** * **** *** **** *** ** **** ***** ***
** ** *** **** ***** **** *** ****
** **** ** *** **** *** *************** **** ******* ** ******

****

پاسخ:
سلام
۱-خدا رو شکر.
۲- وارسی کنید اگر زخمی ترشحی هیچ چیزی نیست قطعا پس خون هم نیست!نه اهمیت ندین.
۳-بله جدی.

به حرف خواهرتون هم نمیشه اعتنا کرد.
اگر مرجعتون حضرت آقاست ایشون راجع به تخم مرغ میفرمایند پاکه اما خوردنش حرامه.
کتری هم پاکه چون تخم مرغ نجس نبوده.
چرک چشمتونم پاکه.
بله یقین نداریم نجسه پس پاکه.
هرچی بوده چه کار دارین چی بوده!
خدا شما رو تا همین اندازه مکلف کرده..سخت نگیرید.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
** ** ***** ** *** ******* **** **** **
***** ** *** **** *** ***** *** *** ***** *** **** ** ** ***** ** ****** ** *** ***** *** *** ******* ***** *** ****** ** *** *******
*** ** ***** *****
*** **** ***** *** ** ****** ***** ***** *** **** ** ** ** ** **** ** **** ****
*****


*** **** **** **** ** *** *** ** *** **** *** ** ****** **
** ** *** **** **** *** ** ** *** **** ***** ****** * ***** **** **** ***** ***** *** * ** ** *** ****** **** *** ****

پاسخ:
پاکه عزیزم.
اگر واقعا یقین دارید خون آبه دستتونه که نجسه.
اگر دست تر نجس بشه و تری دست به شی دومی اصابت کنه شی دوم نجسه.اگر فکر میکنید تری رسیده بله شی دوم خب نجسه..
۱۲ دی ۹۴ ، ۱۳:۲۸ همسر سید علی
سلام 
چه حلوای خوشمزه ای... 
دستورش رو به ماهم یاد میدی سادات خانم ؟
پاسخ:
سلام عزیزم
شما خودتون آشپز قابلی هستید ماشاءالله.
۱۲ دی ۹۴ ، ۲۱:۰۸ رفاقت به سبک شهید
عهه نظر من نیست؟

پاسخ:
الان دیگه هست
D:
۱۳ دی ۹۴ ، ۱۱:۳۴ خانم آقاش
سلام
نه طلبه نیستند خواهر جان.
نه مدیر ساختمون نداریم....همسایه های ما فامیل ان...
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل..

پاسخ:
سلام
خدا نگهدارتون باشه.
از یه جایی باید شروع کرد..
ولی سخته..
۱۳ دی ۹۴ ، ۱۲:۰۱ خانم آقاش
راستی خواهر پیامای این پستم رو ستاره دار کن بی زحمت.
پاسخ:
چشم عزیز جان.
۱۳ دی ۹۴ ، ۱۸:۲۴ طلبه آینده
ان شاءالله شاید سال دیگه بیایم 
پاسخ:
ان شاءالله بسلامتی..
پس بیاین همسایه ما باشید
((:
سلام خانوم نه عزیزم
همینجا راهنماییم کنید
ممنونم
پاسخ:
سلام آرزو جان
ان شاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر بشید زیر سایه حضرت زهرا.
خاصتا روایتی راجع به همسر سید شدن و آدابی مرتبط با اون نداریم تا جایی که مطلعم،
اما روایات فراوانی من باب احترام به سادات داریم تا جایی که حضرت رسول میفرمایند خوبان سادات رو بخاطر خدا و بداشونو بخاطر من احترام کنید(نقل به مضمون)
احترام همسر بر هر زنی واجبه و کار شما وقتی سختتره که همسرتون از ذریه حضرت زهرا هم باشن.
در هر حال چیزی از احترام همسر نباید کاسته بشه چه سید باشن چه نباشن.
من کتاب خاصی سراغ ندارم اما  در روایات داریم با احترام کامل با سادات برخورد بشه حتی به کوچکترهاشون.
بیاین قشنگ فکر کنیم و با این نیت باشید که اولاد حضرت زهرا رو قراره تربیت کنید..
خیلی حس خوبی به شما القا خواهد شد.
به گذشته تون نباید فکر کنید..همین عبرت گرفتن ها و کسب تجارب خودش اصلاح  اعمال گذشته هست ان شاءالله.
نگران نباشید خواهر جان...حضرت زهرا برای همه مادری میکنن شما هم دختر حضرت زهرایید حتما شما رو پسندیده ان خانم...
ان شاءالله خوشبخت باشید و دلتون زنده به نور اهل بیت...

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ******* ***** ** ** ******** ***** ** *** ********** ** ** *** * **** ***
***** **** *** ***** ***
**** *** ** ******* ** *** ***** *** *** ** *** ** **** **** ** *** **** ** **** * ***** **** * **** ** **** ****
** **** ** ** ***** ** **** * **** **
**** *** ****** ** ******

*** ** **** **** ********* **** ***** ****** *** ****** ****** * ****** ** *** ******* ** ******
****** ********* ******** 
****** **** **** *** ***** *** ** **** ****
***** ****** **** ** ***
**** *** ***** *** 
**** *** ******* *** ************ ****
***** *** **** ****** ***** ** *******
*** **** **** ***** *** **** 
**** ** ***** **** ** **** ** ****** ***** ***** **** ****
پاسخ:
سلام 
خداروشکر آرام جان.
من کاری نکردم عزیزم..لطف امام رضا بوده و تلاش خودت.
هر کامنتی بوده جواب دادم.
ان شاءالله امام رضا کمکت کنه..میدونم خیلی تو اذیتی.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ***** 
***** ****** *** *** ***** ***** *** ********* *** ** ***** ** *** ** *** *****
**** **** *** ****** *** **** **** **** ***** ** **** *** ** ***** **** ****
***** **** **** *** ** *** **** *** *** *** *** ***
***** ** ** *** ***** *** *** ***** **** *** ** **** **** *** ** ***** *** ***** **** **** ** **** *** ** ***** *** ** **** ** ****
***** ***** ** **** **** **** ****** * ***** ** ***** ****** **** **** *** ** *****
**** ****** *** ** ****
*** **** ***** **** *** *** **** **** ** ***** *****
**** ** **** **** ** ***** ***** * **** ***** *** **** *** ***
**** ***** ****
******** ***** **** ** ****
******* ****** ** **** ***** *** **** *** ** *** ** *** ****** **** 
** **** **** **** ** ** **** ** ***** ** ***** **** *** ** ****** **** ** *** *** ** ** ***** ** ***** ****** **** ****** ****
**** *** ** ****** *** ****** *****
** ** **** ** ****** **** ***
** ***** **** ****
***** ***** *** **** *** ** ****** ***  *** *** 
***** ******
**** ***** ***** ** ** ********
****** *** *** *** ***** ** ***** **** ***** ****** **** ** ***** ****** *** ** **** *****
**** ** **** ** **** **** ** ***** ******** **** ***** *** ******
** **** *** *** ** ** *** * ** *** **** **** ****
*** **** ***** *** ****
پاسخ:
خواهش میکنم،بپرس..
اگر مطمئنی آب جمع شده توی حمام بوسیله خون تغییر رنگ داده اون آب نجسه.
احتمال نمیدی خون کم بوده یا اینکه اون مقدار خون رفته داخل چاه و اون آب هم شاید واقعا زرد رنگ نباشه؟!
۵۰ درصد هم احتمال بده پات نخورده!!!
آخه میدونی توی احکام داریم  در بحث طهارت که : کل شی لک طاهر حتی تعلم انه قذر...
هرچیزی برای تو پاکه الا اینکه یقین کنی نجس است.
شما در هیچ کدوم ازین حالت هات یقین نداری..پس همش پاکن.باور کن خواهر خدا ازت همینقدر خواسته.
نه لازم نیست پادری ها رو بشورید همش پاکن.

سلام
رفتم اون مکتب
قرارشدکلاساشون برم ازاین ب بعد
فقط یه چیزی 
اینامکتب تفکیکی ک نیستن؟
ینی ضدفلسفه وعرفان
مطنئی دیگه؟
آخه ساختارشون وکاراشون کاملاشبیه یه حوزه آزاد تفکیکی دیگه س ک قبلا دیدم

پاسخ:
سلام علیکم
بعضی اساتید مخالف فلسفه بودن اما نه همه شون.
جو کلی حاکم بر مکتب اینو ثابت نمیکنه.
حرفی از دوگانگی ها هم نیست.
بعضا اساتیدمون خصوصا تو مباحث کلامی از نظرات فلسفیون تدریس میکردن.
 تجربه شخصی من اینه که اگر واقعا دنبال یادگرفتن علم دین هستید این حوزه نور داره..
همین..


۱۴ دی ۹۴ ، ۱۷:۱۳ فاطمه ....

سلام خواهری خوبی چه خبرا؟

بلخره منم دوباره نوشتن رو اینجا شروع کردم.

میگم شما مطالبتون رو انتقال دادین؟ من هر کاری میکنم نمیشه

بهم سر بزن ایشالا کم کم شروع به پست گذاشتن میکنم

یاعلی.

پاسخ:
سلام عزیزم
الحمدلله
شما خوبی؟
چه خوب کردی..خدا قوتت بده.
آره ولی همش منتقل نشد.
حتما ان شاءالله.
سلام توی پاسخ کامنتی که توی جواب سوالمو دادید و توی مورد یک گفتید خدا رو شکر
توی مورد 2سوالم چی یوده اصلا؟؟؟؟


و اینکه نزدیکای عید احتمالا شلنگ بکشم جایی که خون ابه دستم ریخته بود بشورم ولی یه چیز 
شاید موقعی که مامانم با کهنه نمدار خشک میکرده اون قسمتا رو بعد که به اون قسمت نجس رسیده بوده کهنه رو برعکس کرده و بقیه جا ها نجس نشدن نه؟؟؟؟؟؟
خب اگر شی اول نجس شده تر بشه شی دوم هم تر کنه و نجس این شی دوم به شی سوم بخوره باز نجس میکنه شی سوم رو الی اخر؟؟؟؟
تورو خدا ببخشید 
الان با گوشی مامانم میام و وسایلم رو گفتم که چیکارشون کردم
امروز احساس کردم وسواسم خیییییلی کمتر شده
شاید از دلای شما بوده ان شالله عاقبت به خیر شید
هیچ چیز از نظرم مث اروم کردن یک شخص حساس و برگردوندنش به زندگی ارزش نداره
راستی شماره دفتر پاسخگویی احکام حضرت اقا رو هم اگه میشه بدید تا برای طاهر کردن وسایلی که نمیشه زیر اب گرفت مثل کنترل تلویزیون مثل تلفن مثل و..چیکار کنم
خیلی ازتون ممنونم خییییلی
شمارو امام رضا برای من فرستاد
دعا کنید از این دغدغه های چرت رها شم
من باید توی ازمون ورودی دانشگاه شرکت کنم
راستی یه سوالم مونده که جواب ندادید
این کامنت رو هم ستاره دار نکنید تا بدونم از جوابتون برا کدوم سوالمه
ممنون یاعلی
پاسخ:
سلام
من یادم نیست!
چون خودتون میگید ،من حذف میکنم براتون.
شاید و اگر و احتمالا و ۵۰ درصد و....هیچ کدوم دال بر یقین نیست.
نمیدونم شک کردم که شی سوم پاکه یا چهارم.همون سوم بود فکر کنم.
اجازه بده بپرسم بعد میگمت.

شماره دفتر حضرت آقا رو ندارم من.
از سایتشون بگیر.
یا اینکه تو شهر خودتون اگر دفتر دارن از ۱۱۸ شهر خودتون بگیر.
ان شاءالله که تو درساتون موفق بشید و ازین فکرای مزاحم خلاص بشید.

آخی
انقذه دلم همسایه ی هم سن و سال خوب میخواد!
اصلا انقذه دلم یه تغییری میخواد
اگه تو عوض کردن خونه باشه که دیگه چه بهتر
اصلا دلم تغییر خونه میخواد.
هنوزم هستن پس از این همساده ها
خدا برا هم حفظ تون کنه
راستی ممنون که کامنت گذاشتنتون رمز نمیخواد
پاسخ:
سلام علیکم خواهری
واقعا نعمت خوبیه.
ان شاءالله خدا روزیتون کنه.
البته ما همسن نیستیم ها ولی...خدا روشکر از قشر همیم
D:
خیلی تاثیر دارن تو روحیه..جابجایی خونه.
من که خیلی ذوق داشتم برا خونه جدید..نذاشتم کسی حتی یه سوزن برام جابجا کنن.
خواهش میکنم..
۱۵ دی ۹۴ ، ۱۳:۴۶ همسر سید علی ...
شما آشپزی ما رو از کجا دیدی خانم ؟
;)
نخیرم ... بگو نمی خوام کسی فوت آشپزیم رو یاد بگیره :))
پاسخ:
سلام فاطمه جونی
میدونم که زن حاجیا همشون آشپزیشون بیسته!
الکی مثلا منم آشپزیم بیسته!
((:

۱۶ دی ۹۴ ، ۱۷:۲۵ شاید همسایه شما!
سلام. به نظرم همسایه تون حق داشته که بگه کارتن ها رو بردارید! حتی اگه تو مسیر پشت بوم هم گذاشته باشید باز هم مکان عمومیه و نباید اشغال بشه.
پاسخ:
سلام علیکم خانم
قطعا حق داشتن من منکرش نیستم توی پست هم گفتم که لحن بیانشون دلچسب نبود!

سلام سادات بانو
ببخشید این قدر دیر اومدم.فصل امتحاناته و مجبورم درس بخونم.
خونه جدید مبارک و فرخنده باشه براتون.
انشاءالله برکت و خیر و رحمت نصیبتون بشه.
من خیلی از سالهای بعد از ازدواجم رو غریب بودم.خدا رو شکر همیشه همسایه های خوبی داشتم.
البته توی آپارتمان نمیدونم چرا همسایه ها خیلی خوب نمیتونن ارتباط برقرار کنن با هم؟
خدا رو شکر که با همسایه کناریتون تونستید ارتباط برقرار کنید.

پاسخ:
سلام فهیمه جان
ان شاءالله موفق باشید خانوم.
متشکرم...
سلامت باشید ان شاءالله.
آدم میترسه شاید دوست نداشته باشن باهاشون ارتباط بگیری و..
ولی خدا رو شکر همسایه های ما خوبن حتی اون دورترا که بلوکای کناریمون هستن.
آغا ...
نوموخام...
نگی برو ازاونا بپرس
وبلاگ همه همسر طلبه ها رو بلدم
رفتم ازشونم پرسیدم
ولی هیچ کودون مثه شوما مهربون نیستن!
یه حوزه آزاد خوب تو قم موخام
دوست قمی داری دیگه ازشون برام میپرسی؟
دستت طلا
ایشالا16تابچه بیاری!!


پاسخ:
سلام علیکم گلی خانم
مشهدی هستین شما؟
آخ که چه لهجه قشنگ و شیرینیه.
میگن آدما دو دسته ان: یک عده اونایی ان که مشهدی ان
یه عده اونایی هستن که دوست داشتن مشهدی میبودن
D:
میپرسم براتون ولی قم که جامعه الزهرا داره آیا چه نیازی به حوزه آزاد داره؟!
بازم چشم.
۲۱ دی ۹۴ ، ۱۱:۰۹ بانوی عاشق
سلام...
وبلاگتون شادتر و خوشگل تر شده خواهری!
قالبو خودتون ساختین؟
بیان که ازین قالبا نداره؟!
پاسخ:
سلام خواهر جون
متشکرم..
چشاتون شادتر و خوشگلتر میبینه
((:
نه اون پایین وبم آدرس داره.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام
ببخشید یه سوال

**** ***** ** ******* **** **** *** ****؟

آخه من شنیدم داره
یعنی نماز هم درست نیست؟

خودتون حذف کنین هرجا خواستین 
پاسخ:
سلام عزیزجان
اگر منظورت مایعی هست که در حالت عادی خارج میشه، نه غسل نداره و پاکه.
اگر منظورت این نیست خب قضیه ش فرق داره.....
۲۳ دی ۹۴ ، ۱۶:۲۹ شاید همسایه شما
سلام. چرا نظر من نیست؟
شما فقط نظراتی که به به و چه چه می کنند تایید می کنید؟
پاسخ:
سلام علیکم خانم جان
نه غیر کامنت الان شما ۱۴ کامنت دیگه هم بود که تایید نشده بودن.
من یه ذره کند کار میکنم،شرمنده...
چه قدر قالب جدید خوشگله.
مبارک باشه
پاسخ:
سلام
متشکرم آجی....
۲۳ دی ۹۴ ، ۱۹:۰۶ طلبه آینده
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام خواهر گلم
ببینم **** *** ***** **** *** ****؟;)
راستی خواهر جان *** *** **** ****** ******؟
و اینکه چه مدل کفشی میخرید مثلا پاشنه دار چطور؟
و اینکه شما هم جلوی چادرتونو دوختین؟
آها یه چیزه دیگه این که شما اگر با تاکسی برید جایی تنهایی طرز رفتارتون مثلا موقع دادن پول چطوره؟
شرمنده ریز پرسیدم.:)
پاسخ:
سلام عزیزم
آره
D:
ولی اون جای دیگه که قبلا بهت گفته بودم.
 نخریدیم بهمون کادو دادن،حالا داستانش مفصله بعد میگم ان شاءالله.
نه اصلا...راحتی طبی..
آره دوختم.
شاید در طول عمرم به اندازه انگشتای یک دست سوار تاکسی شدم اونم تنهایی!که اونم دوبارش تاکسی بانوان بوده!
پول میدم پیاده میشم بدون هیچ حرفی.
سلام..وای چقد طول کشید تا جواب دادید
در مورد حموم بگم که نمیدونم دقیق یه تصوری همش بهم میگه که پام خورده و یه تصور دیگه میگه چون اخرای حموم با شیلنگ دسشویی اب ریختم شاید قسمتی که پام خورده اب سفید بوده

والا ابش زرد بود 
ولی از اونجایی که قبلا ها یادم میاد دیدم یه لخته خون افتاد و کلی اب زرد ایجاد کرد
واسه این میگم با اینکه خون ریزیم خیلی کم بوده ولی شاید....
خب جز خون چه چیز دیگه ای میتونه باشه؟؟
چی بگم والا
من الان اون قسمتایی که پام بشون خورده پا نمیزارم رو فرش ها
ولی الان اگه شما یه چیزی بگید حله
اگه پا خیس روی فرش بخوره و ما احساس کنیم که تری به زیر پا انتقال داده میشه ولی با چشم نبینیم
نجس میشه؟؟؟
ببخشیدا اگه این مورد (جریان حموم)برا خودتون پیش بیاد چیکار میکنید؟؟

پاسخ:
سلام عزیزم
عذر خواهم.
ببین عزیزماگر مطمئنی اون آب جمع شده توسط خون تغییر رنگ داده و اون آب - جمع شده و راکد- هست اون آب نجس بوده،اگر مطمئنی و یقین داری..
و از طرفی هم باید یقین کنی که پات به اون آب خورده..
شاید تاثیر نور داخل حمام بوده اگر اطمینان به خونی بودن آب نداری.
اگر پای خیس برفرض نجس باشه،روی فرش هم که بذاری نجاست منتقل به فرش میشه.
میگم شما مداحی های سیدامیر حسینی رو شنیدین؟ برا مدافعین میخونه خودشم از مدافعاست. فک کنین دیگه چی میشه خیلی قشنگه لینک دوتاشو که خیلی دوستش دارم براتون میذارم حس خاصی بهم دست میده http://www.aparat.com/v/rsdn3 http://www.aparat.com/v/pRy7E دارم فکر میکنم "مدافع حرم"چه لقب . قشنگیه برای این انسانهای عجیب
پاسخ:
سلام
نه نشنیدم.
حتما دانلود میکنم ان شاءالله.
خیلی قشنگه...یکی امیر حرم
یکی سقای حرم
و حالا بعد اینهمه سال یکی مدافع حرمه..
چقدر کربلا تو تاریخ بشر تاثیر میذاره..
خدا حفظ کنه همه مدافعین حرمو.
ن بابا مشهدی نیستم 
بالهجه شون شوخی کردم
جامعه ک حوزه رسمیه
حوزه رسمی اصلا نمیخام
آدمو از شوهرداری وخونه داری وبچه داری میندازه
ضمن اینکه زن روخشن وخشک میکنه!
واحدای الکی هم زیادداره.
حوزه آزادی باشه ک عقاید و اخلاق و احکام داشته باشه کافیه
ممنون خواهری
پاسخ:
سلام علیکم خانم
حوزه رسمی غیر حضوری که خوبه.
حرفتونو قبول دارم.
البته با خشک و خشن موافق نیستم،اینجوریام نیست دیگه
* الان بهم برخورده خب چیکار کنم؟!
((:
واحداشم الکی نیست ولی کم کاربرده.حالا باااز جامعه خوبه حوزه خراسان که من زبانم قاصره از شرح ماوقع.
از چند تا پرسیدم..یکی گفتن نمیدونن یکی هنوز جواب ندادن یکی هم قرار شده پرس و جو کنن خبر بدن.
در همین مکان مقدس به اطلاعتون خواهم رساند اگر خبری شد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
عزیزم من پرسیدم
مکتب الزینب خیابان باجک که حوزه آزاده.
هذه بضاعتنا..
سلام...یه سوال پرسیدم گفتید میپرسید بعد بهم میگید ها در کمورد واسطه ها
من توی نت سرچ کردم حضرت اقا خیییلی اسون گفته بودن و خیلی خوب بود
ولی اقای  سیستانی خیلی سختش کرده بودن ...گفته بودن چیزی  کهخ نجس شده باید خشک بشه بعد به چیز واسطه دوم برخورد کنه دو باره واسطه دوم خشک بشه بعد به واسطه سوم برخورد کنه
و واسطه سوم خودش نجسه ولی چیزی زو نجس نمیکنه
یعنی بین اینها یه خشک شدن باید باشه
ولی حضرت اقا  اینو نگفتن
خب تکلیف من که دستم همیشه عرق داره چیه؟
دیگه واسطه مطرح نمیشهه ؟
مثلا بسیاااار کمی به چیزی بریزه و دست ما بهش بخوره و دست ماا بخ خودکارمون بخوره و اون خودکار .....
یعنی عین نجاستی ذر کار نباشه ولی دست ما عرق داشته باشه
برامون واسطه ها مطرح میشه؟
دلم نخواست تو پست جدیدتون این کامنتو بزارم شرمندم میدونم اذیت میشید ولی مجبورم تنها راهم همینجاست...گفتم تو پست جدیدتون این کامنتای بیخود و ...نباشه

پاسخ:
سلام آرام جان
ظاهرا اختلاف فتوایی نیست تا اون جایی که من متوجه شدم.
چرا دیگه دستت هم یک واسطه هست.
خودکارت نجسه اما دیگه چیز دیگه ای رو نجس نمیکنه.

یعنی طبق نظر اقای سیستانی واسطه اول و دوم باید خشک شوند و با رطوبت جدیدی به شی دیگر برخورد کنن
خانم جان مرجع من ایشون نیستن
حضرت اقا تو سایته اصلا خشک شدن و رطوبت جدید رو مطرح نکردن
من چیکار کنم

؟؟
راستی سایته اسلام کوست اسمشه
پاسخ:
شما طبق نظر مرجعتون عمل کنید.
بله سایت خوبیه.
۰۳ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۴۰ شاید همسایه شما
سلام.
به هرحال ایشون حرف ناحقی نزدن که شما اینقد بهتون بر خورده و اینجوری با آب و تاب پشت سرش حرف میزنید. درسته که غیبت نیست. اما بالاخره این پشت سر دیگران حرف زدن یک رذیله اخلاقیه.
ضمنا ایشون احتمالا می خواسته یه جوری به شما تذکر بده که دوباره یه جای دیگه عمومی رو اشغال نکنید. شاید از همسایه هایی که فرهنگ آپارتمان نشینی بلد نیستند زیاد داشته و می خواسته گربه رو دم حجله بکشه که قوانین آپارتمان رو رعایت کنید.
به هر حال شما حق الناس رو رعایت نکردید. وسیله نداشتن هم اصلا عذر موجهی نیست. می بایست کارتن ها رو گوشه خونه خودتون میذاشتید و خونه خودتون رو اشغال می کردید نه فضای عمومی آپارتمان رو.
شما که میخواهید آماده شوید برای ظهور دولت مهدوی نباید با شنیدن یه حرف حق اینقد بهتون بر بخوره.
جالبه که همه کسانی که براتون نظر گذاشتند آبجی و عزیزم و خواهر خطاب می کنید. اما من که اعتقاد کردم میشم خانم جان!
پاسخ:
سلام علیکم خواهری
بله منم نگفتم که حرف ناحقی زدن!
نحوه بیانشون مهربان نبود...
مثل نحوه بیان شما ((:
بله میشد گوشه خونه خودمون بذاریم حال اینکه به هیچ عنوان فضای عمومی رو اشغال نکردیم! و همچنین حق الناسی نبوده!
من الان با همسایه مون خیلی صمیمی شدم و با هم راحتیم...حتی این قضیه رو هم با هم حلش کردیم...
شما هم خودتونو ناراحت نکنید دیگه..درکل حق با شماست.
برای من آبجی و عزیزم و خواهر و خانم جان در یک ردیفن..همه برام محترمن،چرا اینجوری فکر میکنید؟!

سلام
 من همونم که اون وبلاگتون کامنت گذاشته بودم
ابجی بهم گفتی انشالله خانوم فاطمه زهرا "س" پسندیدتم
ابجی یعنی خانوم نپسندیدم؟
من و اون آقا راضی بودیم
ولی پدرشون هی بهونه میگرفت
بعد از خواستگاری هم اخرش نظر منفی داد و به پسرش اجازه نداد
اجی داغونم😢چرا خانوم منو نپسندیده
چرا😢
من و اقا سید که باهم خوب بودیم
کلی تفاهم داشتیم
کلی به هم عادت کرده بودیم
باهم خیلی خوب کنار اومده بودیم تو آشنایی ها
نمیفهمم چی گیرشون میاد
از سنگ انداختن از دل شکوندن😥
ابجی خیلی التماس دعا دارم ازت😩
دعا کن این آقا به خودش بیاد خواب نمایی چیزی بشه بقرآن دارم دق میکنم
پاسخ:
سلام
بله خواهر جان.
حتما خیر و صلاح شما در این کار نبوده عزیزم.
بسپار دست خدا.
اگر صلاح و مصلحت بود هیچ کس نمیتونست مانع این ازدواج بشه.مطمئن باش.
دعا میکنم بهترینها نصیبت بشه عزیزم.
ابجی جون
خودش همه چیز رو تموم کرد
چیکار باید بکنم 6 ماهه کنارم بود
وابسته شده بودم
حس یه زن بیوه دارم😥
ببخش ابجی سر شمارو هم درد میارم
ولی تنها سنگ صبورم شمایی😥
دوستون دارم
پاسخ:
سلام آرزو جان
دور از جونت عزیزم
اینجوری نگو..
به خدا اعتماد داشته باش،این هم یه مدل امتحانه شاید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی